نمی‌دونم خیلی خوبه!
یا خیلی بد…
ولی
آدمیزاد یعنی فراموشی…


نمی‌دونم خیلی خوبه!
یا خیلی بد…
ولی
آدمیزاد یعنی فراموشی…

بزرگترین خصلت انسان…
فراموشی!

انسان به حکم فراموشی
انسان خوانده شد…
این روزها حکمت بعضی حرف ها را
خوب می فهمم
حکمت کلام شریف خدا؛
حکمت حرف هایی که بزرگی راه پیمود و به آن رسید
در جمله ای خلاصه کرد و شد آویزه ی گوش دنیا؛

و ما چون ذره در طوفان
صخره به صخره
سنگ به سنگ
می رویم تا دریا شویم
تا کوچکی مان را در حرف های بزرگ حل کنیم!

حکمت نام انسان را با چشم دل یافتم…
یادها بر باد می روند
داغ ها
نگاه ها و خاطره ها
کوتاه کنم؛
هرچه تلخ و شیرین فرومی رود به گودال زمان؛
و ناگهان همه چیز می شود هیچ!

نقش محبت در کویر یاد، به وزش نسیمی شکل می بازد
و طرحی نو نقش می آفریند!

نسیم فراموشی نقش ها را شست
کویر یاد دستخوش نسیمی شد
شکل باخت

دوست دارم سینه ات را بشکافم
آی فراموشی!
آنجا چیزهای باارزشی مدفون است!
دارایی ما انباشته در قلب توست!
آی انسان!
دارایی ما به تاراج فراموشی رفت!

آی فراموشی!
آی انسان!

👤 فهیمه فروزان

تو در یک کلبه جنگلی
و من ، یک رود
گذران از کنار کلبه ات
وآنقدر من تکرار شده بودم
که تو دیگر حتی صدای من را به فراموشی سپرده بودی

تا روزی
به این نتیجه رسیدی
که تکرار بس است
که شاید در جای دیگری
آرام گیری
و در دل جنگل سفر کردی

در سکوت جنگل
زمانی ، صدای رود برایت تداعی شد
دیگر رود نبود
و حالا طنین گامش در گوشَت ناله می کرد
بازگشتی
اما رود
مرده بود
و دیگر کلبه ای نبود ….

👤 نازنین جمشیدیان

تیم هنری زمیم